ماه
ای عزیز خصوصی!
ای ماه رایگان!
خون دل با خط هیروگلیف
ای عزیز خصوصی!
ای ماه رایگان!
با شاید
با ساغر
منم پیامبر تهیدست رنگها!
بی رنگ!
بی درنگ!
اره از عرضم
در ساعت سنگین ریاضیات
به علاوه ی فرمول
به علاوه ی راه حل
که نبود.
وتخته که چشمش هی سیاهی می رفت!
چقدر گونیا ماندن دشوار است!
در این کلاس
با زاویه های تند
و هندسه ی معلول!
روز مرگی رایج
روزهای قطع نخاع
شب های دست به عصا
وسطر هایی که آخرشان نقطه ندارد.
جمله های بیوه ی هندی
با النگوهای مفتولی بی ارزش.
یک لایه آب
هزار لایه ماهی
شکسته بود دلش اقیانوس منجمد شمالی!
یک لایه مرد
یک لایه خرس
هزار لایه اندوه
به ضخامت یک فصل!
ومرا بیست وچهار ماه
از خانه ام دور می کند
با یک احترام خشک نظامی
برای مافوق ام!
در فنجان رسوب می کند
وقتی برایم چای می ریزی!
این شهلا ترین چایی است
که می نوشم!
مرا به چاه اضافه کن
تا بوی پیراهنم در قاهره بپیچد!
به میمنت پرنده
مرابه هیزم اضافه کن
تا از خاکستر خودم فارغ شوم!
من یوسفم!
ضمیر غایب اسطوره!
که باد خاکسترم را بر تمام ادیان نشانده است
یوسفی مشتعل
به دندان گرگ!
کمی ارتفاع
وشیرجه به کانون نور
....پسر! این فلات چقدر پامیر است!